+ بلاخره اولین روز استراحتم آغاز شد و همین الان تموم شد :| (کار بنده شیفتیِ و هر چهار روز یکبار به ترتیب صبح عصر شب و استراحت هستم) آخه موندم چرا این روزهای استراحت اصن برکت ندارند و به ثانیه تمام می شوند.

+ صبح که از کار اومدم تا روز اول استراحت رو جشن بگیرم (الکی مثلا آره) دیدم بسیار خوابم میاد. آخه چهار شب پشت سر هم شب کاری واقعا سردرد و خواب عجیبی رو میطلبه توی اولین روز استراحت. معمولا به همین روش باید گذرونده بشه ولی نشد. پدر خانومم از کربلا رسیده بود و هنوز چشم روی هم نگذاشته بودم برای خواب که زنگ منزل زده شد. تشریف اوردند و روبوسی و چاق سلامتی و سپس به سمت سرو صبحانه که گداخته بود شتافتیم. (عمرا اگه بدونید گداخته چیه :/ )

+ بعد از حال و احوالات رفیتم به سمت کمی خوابیدن که ناگهان همسرمان ( که دو سه روزی هم هست کمی با ما سرد شده است :| ) اومد از خواب ناز بیدارم کرد که بدو برو سریع مرغ بگیر که ظهر کلی مهمون دعوت کردم :| آخه بدون هماهنگی زن؟ آخه عشق از این کارا باید بکنه؟ به گذشته فکرکردم و فهمیدم که بله عشق از این کار ها هم میکنه . دیگه از عشق همه کاری بر میاد . (شاید بگید چرا هنوز همسرم رو عشق صدا میزنم  با اینکه باهام سرده ، دلیلش مشخصه اگه هرجای زندگی مشکلی پیش بیاد سعی میکنم عشق رو لطمه ای بهش نزنم - هرچند یه جاهایی بد ضربه ای بهم خورده :( -   )

+ ظهر مهمونا اومدن خوردیم و خندیدیم و رفتند. لیست مهمان ها جهت اطلاع: پدر و مادرم - پدر و مادرش وبرادش-مادر بزرگش-دایی ایناش :|

+ عصر نوبت آخر دکتر خانومم برای زایمان بود. قرار بر این شد فردا شب بستری بشه. با اینکه هنوز یه هفته جای کار هست ولی دکی خانوم می خاد بره مسافرت داره همه زنها رو زود میزاوونه (زاییدن) .  برای همین هم خانومم اومد کلی گریه و آبغوره که فردا نه و میخام به موقع اش باشه و از این حرفا. البته الان هفته 40 است و هیچ مشکلی نداره ولی خب میگه من که هنوز به درد زایمان نرسیدم. خب شما دیگه خیلی دقت نکن :| 

+ شبم همین دوساعت پیش رفتیم یه ساعت بیرون پیاده روی تا فردا یکم راحت تر باشه برای زاییش.

+ یکم هم طوطی رو ادامه دادم ساختش رو . خیلی کم

+ یه خط در میون امروز به سازمان سنجش زنگ میزدم و مدام هر چهار خطش اشغال بود. آخه این چه وضعشه :}

+ دلم دویدن میخاد ، خوابیدن روی چمن ، نشستن و چند ساعت زل زدن به آب دریا ... ... شاید اینا علائم بابا شدنه :)

همینا